الملا فتح الله الكاشاني
262
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
غير دين خدا را طلب ميكنند در انوار گفته كه اين عطفست بر جملهء متقدمه و همزهء متوسطه بين - الجملتين جهت انكار است و يا عطفست بر محذوفى و تقدير اينست كه أ يتولون أ فغير دين اللَّه يبغون و تقديم مفعول جهت آنست كه مقصود بالانكار است يعنى آيا اعراض ميكنند از ايمان پس جز از دين خدا ميطلبند و بكر و نافع و ابن كثير و ابن عامر و كسايى و حمزه بخطاب گفتهاند بر تقدير و قل لهم يعنى بگو ايشان را كه آيا غير دين خدا را طلب ميكنيد * ( وَلَه ) * و حال آنكه مر خداى را * ( أَسْلَمَ ) * گردن نهاده است * ( مَنْ فِي السَّماواتِ ) * هر كه در آسمانها است * ( وَالأَرْضِ ) * و هر كه در زمين است * ( طَوْعاً ) * از روى رغبت * ( وَكَرْهاً ) * و از روى نفرت و نيز در انوار گفته نصب اين بر حاليه است اى ( طائعين بالنظر و اتباع الحجة و كارهين بالسيف و معاينة ما يلجى الى الاسلام ) يعنى در حالتى كه فرمان بردارند باسلام آوردن بسبب تفكر كردن در آيات داله بر طريق هدايت و پيروى نمودن حجج بينه و در حالتى كه كاره ديناند بسبب شمشير اهل اسلام و مشاهدهء آنچه ملجى ايشانست باسلام مانند نتق جبل و ادراك غرق و اشراف موت و يا معنى اينست كه مختارين كالملائكة و المؤمنين و مسخرين كالكفرة يعين در حالتى كه به اختيار و رغبت خود گروندگانند چون فرشتگان و مؤمنان در حالتى كه مسخر فرمانند چون كافران چه ايشان قدرت ندارند بر امتناع از آنچه حكم الهى بر ايشان جارى شده انس مالك روايت كند از رسول ( ص ) كه آنان كه بطوع اسلام آوردند در آسمان ملائكهاند و در زمين انصار و بعد از آن فرمود كه لا تسبوا اصحابى فانهم اسلموا طوعا و اسلم الناس من خوف سيوفهم قتاده گفته كه آنان كه بطوع ايمان آوردهاند مؤمنانند كه به اختيار خود گرويدهاند در وقتى كه ايمان نافع ايشان بود و آنان كه بكره اسلام آوردهاند كافرانند كه بوقت مرگ چون معاينه عذاب كنند ايمان آرند و سود ندهد كقوله فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا ابن كيسان گفته كه اسلم بمعنى خضع است يعنى هر كه در آسمان و زمينست خداى را خاضع و ذليل است يا بطوع چون مؤمنان و يا بكره چون كافران و از ابى عبد اللَّه مرويست كه معناه اكره اقوام على - الاسلام و جاء اقوام طائعين * ( وَإِلَيْه يُرْجَعُونَ ) * و بسوى جزاى حقتعالى باز گردانيده خواهند شد همهء آن طائعان و كارهان كه در آسمان و زميناند و بكر و نافع و كسايى و ابن عامر و حمزه و ابن كثير به خطاب خوانند يعنى اى طايعان و كارهان به دو رجوع خواهيد كرد * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) كه * ( آمَنَّا ) * ايمان آوردهايم ما * ( بِاللَّه ) * بخدايى كه يكتاست در ذات و بى همتا در صفات * ( وَما أُنْزِلَ عَلَيْنا ) * و گرويده ايم